خرید بک لینک
اخیرا کتابی با عنوان "از پریروز تا پس فردا" منتشر شده که مولف آن آقای "جلال سبحانی فرد" است. نگارنده این کتاب را ندیده است اما از مطالبی که در معرفی آن در روزنامه رسالت (محمد کاظم انبار لوئی 2 آذر 1401) و سایت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا، "فردید چگونه می اندیشید" 10 ابان 1401) چاپ شده می توان دریافت چیزی باید باشد در ردیف چند کتاب دیگری که در سالهای اخیر در مورد استاد فقید دکتر سیداحمد فردید منتشر شده است. آقای امیر طاهری (متولد 1321) که از مهره های در حال رشد رژیم سابق بوده (آخرین سمت سردبیر روزنامه کیهان و از افراد نزدیک به ساواک) که با پیروزی انقلاب اسلامی به غرب گریخته و به روزنامه نگاری مشغول بوده است این کتاب را دستمایه نوشته ای (1) سطحی همراه با پاره ای از اطلاعات غلط(2) در مورد فردید و شامل تحلیلی آبکی از وضعیت فردید در قبل و بعد از انقلاب با عنوان:"احمد فردید، سقراط اسلامی یا یک دغل باز شوخ؟" قرار داده و در این نوشته مدعی شده است که: "من واقعیت فردید را در اوایل دهه 1970 قبل از بدست گرفتن قدرت توسط آخوندها و زمانی شناختم که با هم در یک سری مناظره های تلویزیونی در تهران شرکت می کردیم" البته امیر طاهری سالها قبل نیز مطالبی در مورد فردید نوشته و به حضورش همراه با فردید در این مناظره ها که در واقع سلسله برنامه هائی است با عنوان کلی "اینسو و آنسوی زمان"، که در سالهای 56 و 57 از شبکه دوم تلویزیون پخش می شد، اشاره کرده و در آنجا عنوان مناظره را "شرق یا غرب" ذکر و خود را عضو دائمی در سمت موافق غربی سازی معرفی کرده است. در آنجا طاهری نوشته بود :"استدلال من این بود که ایران نمی توانست شخصیت خود را، از جمله فرهنگ اسلامی اش، بدون پذیرش سیاست های پلورالیستی و اقتصاد سرمایه داری حف

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 14:36

"این سو آن سوی زمان" عنوان غریبی است برای یک سلسله مباحثات یا گفتگوهائی که در دو سال آخر رژیم پهلوی روزهای شنبه معمولا از ساعت هشت و نیم تا نه و نیم شب از شبکه دوم تلویزیون پخش می شد. پخش این برنامه را می توان یکی از اجزای سیاست "فضای باز سیاسی" که اجرای آن ظاهرا با فشار آمریکا در دوره ریاست جمهوری جیمی کارتر در اواخر آن رژیم در دستور کار قرار گرفته بود، بحساب آورد. البته نگارنده مدرک مستندی در این مورد مشاهده نکرده است اما امیر طاهری بعنوان یکی از مهره های رژیم گذشته می گوید:"در سال هاي پاياني دهه 1970 كه رفته رفته ابرهاي انقلاب در آسمان ايران پديدار مي شد، تلويزيون دولتي تصميم گرفت فضايي براي تقابل انديشه هاي گوناگون – اگرچه به طرز محدود- ايجاد كند. بدين ترتيب برنامه اي هفتگي به نام "شرق يا غرب" تهيه شد."(1)در مطالب مندرج در مجله تماشا (2) و سایر منابع در دسترس نگارنده به "ایرج گرگین"(3)، "ناصر برهان آزاد"(4) و "علیرضا میبدی"(5) به عنوان دست اندرکاران تهیه اجرا و پخش این برنامه از شبکه دوم تلویزیون اشاره شده است. صدرالدین الهی(6) می نویسد:"یکی از جالبترین برنامههایی که طراح آن گرگین بود برنامهای بود به نام "اینسو و آنسوی زمان". در این برنامه گرگین که علیرضا میبدی را با قابلیت و کفایت در نقش Moderateur یا مرد میانی و میانجی به تلویزیون ایران آورده بود با نیمنگاهی به برنامههایی که در تلویزیونهای فرنگی به Debat یا مباحثه و در صورت حدت و شدت مشاجره متداول بود. گرگین این برنامه را تهیه دید؛ و میبدی با کفایت اجرای آن را به دست گرفت و در اندکزمانی برنامه آنچنان گل کرد که گل سرسبد برنامههای تلویزیونی شد."(7)اما نگارنده در جستجو در مطالب منتشر شده در باره این برنامه در

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 14:36

استاد فقید دکتر سیداحمد فردید پس از طرح "غرب زدگی" – به احتمال زیاد در سال 1333 – شروع می کند به "از نو خواندن" آنچه که قبل از آن خوانده بوده است: "از نو میخواهم بخوانم، حتی فصوص الحکم را هم شروع کردم از نو خواندم. بعد از "غرب زدگی"، مثنوی را هفت سال من شروع کردم مطالعه، مطالعه مثنوی و شروح مختلف مثنوی"(مصاحبه منتشر نشده در باب غرب زدگی 1359)مرحوم علی ابوالحسنی(1) هم در مطالبی که درباره فردید در پیش درآمد مقاله "مشروطه در رابطه آن با دفع فاسد به افسد" نگاشته، اشاره کرده است که: "فردید، مطالعات گستردهای در متون فرهنگی و عرفانی ایران اسلامی (اعم از نثر و نظم) داشت و در خاطر دارم که روزی آثار و دواوین برخی از شاعران و عارفان و فیلسوفان نامدار این سرزمین (همچون مثنوی و…) را در کتابخانة بزرگ خویش به من نشان داد که بر بسیاری از صفحات آنها، حاشیه زده بود" (مجله زمانه، سال چهارم، مرداد 1384 - شماره 35)(2)"محمد حسین ماهر" هم گفته است : قدیم من رفتم سرکلاس دکتر (احمد) فردید . این ها داشتند مثنوی معنوی را می خواندند. من چهارتا از دفترچه های مثنوی معنوی را در آن کلاس گذراندم و این خیلی برای من جذاب بود."(3)(پایگاه اینترنتی ادبی، هنری "برزخ"، 12/6/89)مرحوم فردید در سخنان خود بارها و بارها از ابیات مثنوی برای بیان مطالب استفاده کرده است - و البته این به این معنی نیست که مثنوی یا صاحب آن را مطلق گرفته باشد(4) – اما احتمالا در سخنان خود از بین ابیات مثنوی به این دو بیت بیشتر تفوه نموده است: عجز از ادراك ماهيت عمو/حالت عامه بود مطلق مگوز آنكه ماهيات و سرسر آن/پيش چشم كاملان باشد عياناین ابیات مربوط است به دفتر سوم مثنوی (بخش 175) ذیل عنوان "فرق میان دانستن چیز

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 17:43

معلوم است که در این موضع بخصوص (1) فردید با ذکر این ابیات یعنی "عجز از ادراک ماهیات عمو......" مرحوم دکتر محمود عنایت(2) را مخاطب قرا داده است، چرا که در مقدمه ای که برای این تحریر، خودِ فردید نوشته است به نوشته ای از محمود عنایت در همان ایام و روزنامه همان روزنامه رستاخیز و امریه وی یعنی "تئوری موقوف" اشاره کرده است(3). البته استاد فقید دکتر سیداحمد فردید در مواضع دیگری، دیگرانی هم مخاطب این ابیات دانسته است منجمله نگارنده به یاد می آورد که در سخنانی "کانت" را مخاطب این ابیات دانسته با این تذکر که اگر "پوپر" را مخاطب بدانیم بجای "عجز از ادراک ماهیت عمو..."، باید گفت عجز از ادراک ماهیت الاغ/ حالت عامه بود مطلق ملاغ"!(4)بطور کلی می توان انتظار داشت هر کجا در سخنان مرحوم فردید بحث "عام" و "خاص" یعنی همان "عوام و خواص" جامعه مطرح باشد به این ابیات مثنوی نیز تفوه شده باشد. مولانا در این ابیات ظاهرا مردم را به دو دسته "عامه" که از ادراک ماهیت عاجزند و "کاملان" که ماهیات و سر و سر آن پیش چشمشان عیان است تقسیم نموده است. به این ترتیب لاجرم نگارنده و امثالهم از مصادیق "عامه" محسوب و از طرف دیگر مصداق تام و تمام "کاملان" انبیاء و اولیاء الهی خواهند بود. البته بنظر می رسند دیگرانی هم در این میان باشند که مولانا تکلیفشان را مشخص نکرده است مثلا حکما و عرفائی مثل خود مولانا (هر چند که بعضی از ایشان از سر پر مدعائی خود را از انبیاء نیز بالاتر گرفته اند) یا شاعران و هنرمندان، یا ادیبان، یا سیاستمداران، یا دانشمندان و متخصصین علوم مختلف، یا روشنفکران ..... و حتی سلبریتی های محترم!! و یا علمای دینی اعم از دین اسلام و غیر آن و اینکه در کجای این تقسیم بندی می توانند قرار داده بشوند.علاوه بر این

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 17:43

استاد فقید دکتر سسیداحمد فردید در مواضعی از سخنان خود مدعی شده که می توان "زهر نیست انگاری" را از مفهومی یا طرزفکری برداشت. برای مثال در صفحه 25 "دیدار فرهی" از ایشان نقل شده است که:"اساساً بايد چپ را قبول كنيم ولي زهر نيستانگاری و خودبنيادی و طاغوتزدگی آن را برداريم و من اين را با ديد آمادهگر برای ظهور امام زمان میبينم و تا آنجا كه خدا و فكرم به من كمك برساند در جهت انقلاب عمل میكنم." بیاد می آورم که در موارد دیگری هم این معنی تکرار شده که البته فعلا متن را در دسترس ندارم. اینکه مراد از این سخن چیست و چگونه و چطور انجام چنین کاری ممکن است برای نگارنده روشن نیست ولی اخیرا به عباراتی در صفحه 228 کتاب "غرب و غرب زدگی" در همین زمینه برخوردم که شاید به فهم منظور آن مرحوم در این باب کمک کند: "اینطور نیست که "منورالفکر" و "روشنفکر" ترجمه یک کلمه باشند یا در یک زمان و با یک معنی بکار رفته باشند. وقتی این کلمات درست تفسیر و ترجمه شد، بار "نیست انگاری" – نیهیلیسم – و غرب زدگی گرفته می شودولی بالاخره اثرآن می ماند."

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 17:43

صفحه بندی